تبليغاتX
اس ام اس جوک هرچی دلم بخواد

اس ام اس جوک هرچی دلم بخواد

اس ام اس جوک هرچی دلم بخواد

اينم گلهای زيبای متحرک دوست دارين

هرکی گلهای زيبا متحرک دوست داره بياد اينجا پيش خودم


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:2 توسط شپلاق| |
 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 13:5 توسط شپلاق| |
 

این مطلب رو مینویسم تا قدر مادرای خودمونو بیشتر بدونیم

 

به ادامه مطلب بیرید.

 

درود بر مادران


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:58 توسط شپلاق| |
 

تامی کوچولو

تامي کوچولو به تازگي صاحب برادر شده بود و مدام به پدر و مادرش اصرار مي کردکه او را با برادر کوچکش تنها بگذارند. پدر و مادر ميترسيدند تامي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي کند و به آن آسيبي برساند.براي همين به او اجازه نمي دادند با نوزاد تنها باشد.
اما در رفتار تامي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد؛با نوزاد مهربان بود و اصرارش براي تنها ماندن با او روز به روز يشترميشد.
بالاخره پدر و مادر به او اجازه دادند.
تامي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست.تامي کوچولو به طرف برادر کوچکترش رفت ؛ صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت: داداش کوچولو؛به من بگو خدا چه شکليه؟من داره کم کم يادم ميره!!!!


به راستی چرا ما باید زود خدا را فراموش کنیم؟

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:42 توسط شپلاق| |
!-- Start --- http://minos.blogfa.com -->
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com